قصه من
-
تاریخ: 1396/10/13 ساعت: 22:28
از وقتی من و تو بهم دل بستیم همه دنیا بهم ریخت و هی ما از هم دور و دور و دورتر شدیم...دنیا به هر طریقی که تونست من و تورو از هم دور کرد.هزار سنگ پیش پامون انداخت. هزار چرخ چرخید دنیا بهم ریخت.... انقدر دلم تنگ شده که اندازه نداره.... گاه آنکس که به رفتن چمدان می بندد رفتنی نیست, دوچشم نگران میخواهد ...
امروز
-
تاریخ: 1396/10/13 ساعت: 22:28
امروز اولین روز سال نو میلادی.من حس خوبی دارم.خبر خوب اینکه آشتی کردیم.برای چند صدمین بار. از دست این فضای مجازی.من از همه دنیا بی خبرم ولی همین که از تو باخبرم یعنی همه دنیا...حس خوبی دارم.امروز ازبرنامه جدیدم متاسفانه کار خاصی انجام ندادم چون مشغول کار دیگه ای توی خونه بودم.ولی فردا حتما شروع میکن...
پشیمانم
-
تاریخ: 1396/10/13 ساعت: 22:28
میدونم که بازم دارم خیلی زود قضاوت میکنم ولی... فکر میکنم که اون مشاور واقعا درست میگفته و من نباید .... نمیدونم واقعا.معمولا همه مشاورا درست میگن یعنی تاحالا درست گفتن واین من بودم که قبول نکردم حرفاشون رو. این چی بود که دیگه فقط بشه دوتا چت توی روز .... فکر میکنم وقتشه که نوبت جلسه بعدی رو بزارم +...
اولین قدم و ..
-
تاریخ: 1396/10/13 ساعت: 22:28
مهمان داریم امشب و من هی دارم فکر میکنم که چه کاری بهتره چیکار میتونم بکنم.پر از تردیدم.پراز ابهام.کاش اون اتفاقی که باید می افتاد. همه برنامه های قبلی زندگیم بهم خورد.و نمیدونم چه تقدیری هست. که همه اونچیزایی که من میخوام نمیشه. دومین روز هجده قشنگم هم گذشت و من بازم درگیر کارای بیهوده بودم. امیدوا...
سومین روز
-
تاریخ: 1396/10/13 ساعت: 22:28
امروز سومین روز از هجده قشنگ منه.سعی کردم خوب شروع کنم بااینکهدیشب چنتا خواب دیدم ازون خوابایی که بجورایی تعبیر میشن. امیدوارم همه چیز ختم به خیر بشه ومن بتونم اون آدمی باشم که میخام. تا آخر دی ماه و تا عید چیز زیادی نمونده و من باید یکی از بزرگترین خواسته هامو برآورده کنم. به امید خدا وای اون درد ل...
بلاتکلیف...
-
تاریخ: 1396/10/5 ساعت: 11:34
بلاتکلیف... مشکل بزرگ من اینه که من خودمم تو زندگیم بلاتکلیفم هنوز. نه بخاطر اون. در مورد خیلی از زمینه های مهم زندگیم بلاتکلیفم و شرایط فعلیم باعث میشه که نتونم رفتار درست و متناسبی داشته باشم.کلا هنگ کردم. خیلی هم سعی کردم که مثبت اندیش باشم و به جیزای خوب فکر کنم ولی خیلی دووم نیاوردن. خیلز مقاوم...
تصميم
-
تاریخ: 1396/10/5 ساعت: 11:34
اره. واقعا. من گیر افتادم بین ارزوها و خواسته های درونیم با اون چیزی که اطرافیانم و جامعه خوب و ارزش میدونن.دقیقا درسته. امروز سعی کردم خلی بهتر باشم. ورزشمو داشته باشم.مفید تر باشم برای خودم. فردا هم میخوام تقریبا اخرین تلاش هامو براب یکی از خواسته هام انجام بدم البته بستگی به خواست خدا و خیلی چیزا...
تردید
-
تاریخ: 1396/10/5 ساعت: 11:34
امروز رفتم به هردوتا کارم رسیدم.ولی خوب تقریبا هردوشون پیچوندن و بی ثمر. البته قراره به یکیشون زنگ زنگ بزنم بقول خودش پیگیر باشم.نمیدونم چی میشه. من خیلب ازین موارد پیگیر باش برام پیش اومده.یه سوتی بیخود هم تو حرفام دادم که کلا کار خودمو خراب کردم.واقعا نمیدونستم چی بگم . همینجوری به ذهنم رسید.راستی...
شب يلدا
-
تاریخ: 1396/10/5 ساعت: 11:34
شب يلدا شب یلدای امسال میشه چندمین یلدای این یلدای طولانی ما دونفر؟؟؟اولین یلدا رو پیامک دادیم و این یلدا هم پیام؟؟؟چقدر شب یلدا برای من آشناست.شب یلدا همین روزها و ماه ها وسالهای ما دوتاست که اینجوری داره میگذره بدون انار وحافظ و شب نشینی و و و و....یلدا.امشبم براش دعا کردم با وجود حرفای امروز.حرفا...
فردا
-
تاریخ: 1396/10/5 ساعت: 11:34
فردا فردا باید زنگ بزنم و پیگیر باشم!حداقل ازیه جایی یه نوری.فقط خداکنه دعاهام قبل از تعطیلات سال نو مستجاب بشه.نمیدونم چقدر دیگه وقت هست.کاش توروزای آخر همین امسال خبر خوش بشنوم ازش.باشه خدا من صبر میکنم ولی همین روزا ..... + نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۶ساعت 23:5  توسط خانوم حلزون ...
یلدا...
-
تاریخ: 1396/10/5 ساعت: 11:34
شب یلدا هم اومد و رفت.ماکه میزبان بودیم و مشغول پذیرایی و غیره ذلک.بنظرم کیفیت خاصی نداشت برای من. من دنبال نام و نشون های از قبل تعیین شده برای روزا نیستم. من دوس دارم روزا توی زندگی خودم معنی داشته باشن مثلا روز تولدم هیچ مناسب تقویمی نداره ولی بنظر من بزرگترین و عزیز ترین و بهترین روز دنیاس.روز ت...
آشتی.بحران و ....
-
تاریخ: 1396/10/5 ساعت: 11:34
قرار بود من فکر کنم ولی نمیدونم چی شد و یباره خیلی ساده همه چز برگشت به روال عادی. به مطمین شدنش از بودن و موندن من و یکمی هم ادامه اون رفتارهای قبلی.همیشه بعد هر دعوا فقط روز اولش همه چی خوبه و البته فک میکنم طبیعی باشه.من تواین مدت طولانی خیلی تغیر کردم خیلی بیشتراز 180 درجه.من یکی از بزرگترین بحر...
اتفاقات خوب
-
تاریخ: 1396/10/5 ساعت: 11:34
این هفته رو میخوام بزارم هفته اتفاقات خوب.چون از همین اول صبح یه خبر خکب کوچولو بهم رسید که خیلب خوشحالم کرد.و امیدوارم این هفته برام پر از خبرای خوب باشه. پر اتفاقات خوب خبرای خوب. فکرای خوب.البته بیشتر اتفاقات خوب دوس دارم. این یه دعای کوجولو بود که الان برآورده شده. این هفته کریسمس هم هست و چه خو...
چنتا مطلب مرتبط
-
تاریخ: 1396/10/5 ساعت: 11:34
پریروز که حوصلم نبود و ننوشتم. سر درد شدید هم داشتم و کلا زیر خط صفر و تعادل بودم. ولی دیروز روز خاصی بود برام.کلا روز خوبی بود.هم یه اتفاق کوچیک خوب افتاد. همه چیز خودم و دنیا با من هماهنگ بود.من اولین جلسه نشاوره ای که سالها باید میرفتم و رفتم.درسته چیز خاصی نگفتیم ولی من خیلی سبک شدم و چقدرمشاورم...