شب 1 هم اومد و رفت.ماکه میزبان بودیم و مشغول پذیرایی و غیره ذلک.بنظرم کیفیت خاصی نداشت برای من. من دنبال نام و نشون های از قبل تعیین شده برای روزا نیستم. من دوس دارم روزا توی زندگی خودم معنی داشته باشن مثلا روز تولدم هیچ مناسب تقویمی نداره ولی بنظر من بزرگترین و عزیز ترین و بهترین روز دنیاس.روز تولدم .روز تولدش که هرسال به دلخوری گذشته متاسفانه.روزایی که فقط تو زندگی من معنی دارن .مثلا یه روز نامعلوم از اول پلییز که آشنا شدیم مثلا 28 بهمن روز.و خیلی روزای دیگه که برای من مهمن. و منتظر اینم که تقویمم پر بشه از روزای خاص خوب که هرسال جشن بگیرم خاطره خوب داشته باشم. جای خیلی چیزها توی تقویم زندگیم خالیه.که بزودی پر میشن.مثلا همین شب یلدا میتونست با خودش یه خاطره قشنگ داشته باشه ومن هی بگم یلدای اون سال یادش بخیر.روزهای بد بی مناسب هم هست. مثل روزی تلخی که پدرم پرکشید. مثل خیلی روزای بد دیگه زندگیم. خیلی روزاهم بودن که یه مدت بهترین یا بدترین ها شدن ولی بعد چند وقت فراموش شدن یا تغیر کردن و ثابت کردن که جایی تو تقویم زندگیم ندارم. اینستا هم میتونم بنوییم ولی سکوت و آرامش اینجا رو بیشتر دوس دارم. احساس میکنم آدمای باحوصله میان اینجا. اینستا خیلی شلوغه.پراز صداس. پر از اظهار نظر بی جا و بجا پر از لایک و رقابت و شلوغ وشلوغ و شلوغ.اینجا آرومه.
اره خلاصه اینم از شب یلدا.که گذشت. و اینکه امروز اولین روز زمستونه فوق العاده گرم منه. وابنکه کلی کار و برنامه دارم جهت انجام دادن.
باید امشب برنامه این ماهم بنویسم و کارهایی که فردا دارم. راستی کاش زودتر جواب آزمون ها بیادش تا من یه فکری بکنم و اینکه حتما فردا پیگیری کنم. واینکه چقدر زمان زود میگذره.و من دور خودم میچرخم.
بقول مامانم دنیا رو هرجور بگیری میگذره. چه سخت بگیری چه آسون. دوس دارم آدم شادی باشم ازین شادای بی دلیل.
برچسب:
نویسنده: مبین امینی
تاريخ: سه
شنبه
5 دی
1396 ساعت: 11:34