خرید بک لینک

درباره سایت

چنتا مطلب مرتبط

امکانات وب

چقد خوبه که خدا شبو آفرید...

شب...

چه شبایی که از شب متنفر بودم.بیزار بودم..میترسیدم...شب اروم نبود..شب قشنگ نبود...شب زمان مناسبی برای خوابیدن و استراحت کردن نبود...

و چه شبایشباییشب قشنگ بود... پرخاطره بود...پر از احساس خوب و شادی بود...شبایی که دلم نمیخاست بخابم...که نیازی به استراحت نداشتم...

و چه شبایی که شب اروم بود..امن بود....ارامش داشت.ِِشب زمان مناسبی برای استراحت و خوابیدن بود....شب لطیف بود و عزیز...

و چه شبایی که صبح شدن ولی طولانی و پر درد ..پرِ ترس... پر گریه...

چه شبایی که فکر نمیکردم صبح بشه...

و چه شبایی که دلم نمیخاست صبح بشه...که زود صبح میشد...

چه شبایی که صبح شد...خوب یا بدِِ..شبای انتظار...شبای ترس....شبای دلهره....شبای اضطراب...شبای شادی....شبای شور...شبای ارامش...

عمر من گذشت و گذشت و گذشت...

همه شبای خوب صبح شدن...همه شبای بد صبح شدن.....

و هیچکدوم همیشگی نبودن...موندگار نبودن....

امشب هم. یکی از شبای ارامشه...شبای استراحت...

خدایا شکر...

برچسب: نویسنده: مبین امینی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:10

صفحه بندی